شعر ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما با معانی تمامی ابیات

غزل ها ۰۵ مهر ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما

ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
آب روی خوبی از چاه زنخدان شما

عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده
بازگردد یا برآید چیست فرمان شما

کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت
به که نفروشند مستوری به مستان شما

بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر
زان که زد بر دیده آبی روی رخشان شما

با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای
بو که بویی بشنویم از خاک بستان شما

عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم
گر چه جام ما نشد پرمی به دوران شما

دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید
زینهار ای دوستان جان من و جان شما

کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند
خاطر مجموع ما زلف پریشان شما

دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری
کاندر این ره کشته بسیارند قربان شما

می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو
روزی ما باد لعل شکرافشان شما

ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو
کای سر حق ناشناسان گوی چوگان شما

گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست
بنده شاه شماییم و ثناخوان شما

ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی
تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما

پخش صوتی غزل

شرح و معنی غزل

در زیر شرح و معنی تمامی ابیات غزل شماره دوازدهم دیوان حافظ – ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما را توضیح می دهیم. پس با ما همراه شوید.

بیت اول:

فروغ: پرتو،نور.

آب روى: قدر و منزلت، آبرو و شرف، تر و تازگى، عرض.

اى آنکه پرتو و طراوت زیبایى، از روى رخشان و چاه زنخدان شما سرچشمه مى‌گیرد.

بیت دوم:

عزم: قصد، اراده، تصمیم.

جان به لب رسیده من سر ملاقات تو را دارد.چه مى‌فرمائى؟از تن برآید(و به‌دیدارت نایل)یا به تن باز گردد(و در دورى تو به سر برد).

بیت سوم:

طرف: چشم، سو، گوشه.

طرف بستن: (استعاره) بهره بردن.

دور: زمان،فصل، گردش، پیرامون و گرداگرد.

مستورى: نجابت، پاکدامنى، پرده نشینى.

مستان: (استعاره) چشمان.

هیچ کس در دوران دلفریبى نرگس بیمار چشم تو، یعنى در اوج دلفریبیت، از سلامتى دیده بر هم نگذاشت.

چه بهتر که در پیش چشمان شما (پیش شما) کسى ادّعاى پارسایى و پاکدامنى نکند.

بیت چهارم:

بى‌شکّ، بخت خواب آلوده ما که از سرچشمه طراوت و شادابى روى درخشان شما، آبى به چهره خود زده است بیدار خواهد شد.

بیت پنجم:

بو که: باشد که.

به وسیله باد صبا از گلبن روى خود گلدسته‌یى براى ما بفرست.باشد که ازسرزمین پرورش دهنده گلى چون تو،بوى خوشى به مشام ما برسد.

بیت ششم:

بزم جم: (استعاره) بزم شاه.

اى ساقیان بزم شاهى، عمرتان دراز و ایّام به کامتان باد، هر چند که جام‌ (زندگانى) ما در دوران شما از مى (نشاط) پر نشد.

بیت هفتم:

هان، اى دوستان! هر چه شما کردید، دلدار مرا آگاه کنید که دلم براى او به بیقرارى افتاده است.

بیت هشتم:

غرض: مقصود.

همدستان: همداستان، متّفق، هم عقیده.

خاطر مجموع: خیال راحت، آسایش خیال.

خدایا! کى این فرصت دست مى‌دهد که خاطر آرام ما با زلف پریشان شما هم آهنگ شوند؟

بیت نهم:

آمین بگو: اجابت کن.

بدان هنگام که از کنار ما مى‌گذرى دامن از خاک و خون فراگیر چرا که در این راه ،چون من کشتگان و قربانیان زیادى به خاک افتاده‌اند.

بیت دهم:

حافظ دعایى مى‌کند، آمین بگو: خدا کند که (گفتارى شیرین از) لب شکّرافشان شما نصیب و روزى ما گردد.

بیت یازدهم:

اى نسیم صبا از جانب ما به مردم یزد بگو که سر نمک نشناسان و ناسپاسان‌گوى چوگان شما باد.

بیت دوازدهم:

بساط: فرش.

بساط قرب: (استعاره) مجلس تقرّب، محضر.

همّت: عزم و اراده.

هر چند ما از حوزه و مجلس شاه بدوریم، همّت ما از آنجا دور نیست. ما بنده شاه شما و دعاگوى شما مردم هستیم.

بیت سیزدهم:

اى پادشاه بلند اقبال همّتى (و مساعدتى!) تا به حضور رسیده و مانند ستارگان به لب ایوان بلند شما بوسه‌اى بزنم.

خواجو کرمانى:

آب آتش مى‌برد خورشید شب پوش شما مى‌رود آب حیات از چشمه نوش شما

سلمان ساوجى:

قبله ما نیست جز محراب ابروى شما دولت ما نیست الاّ در سر کوى شما

١ - همانطور که در مبحث (چرا حافظ به یزد تبعید شد) و در صفحهء ٧۶  به تفصیل بیان شده این غزل یکى از غزلهاى مشهور حافظ است که داراى ایهام و تعبیر در هر بیت بوده و به هنگام حرکت از شیراز به یزد در سفر تبعید براى شاه یحیى سروده شده است و تفسیر و تعابیر هر بیت در آنجا به تفضیل شرح داده شده است.

٢ - منظور حافظ از (طرفى نبست) در بیت سوم، این است که دیده برهم نگذاشت چه در قرآن مجید هم‌ (قٰاصِرٰاتُ اَلطَّرْفِ) به معناى چشم پوشى و طَرْفْ به معناى چشم آمده است.

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

منابع: وبسایت دکتر عطاری کرمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *