شعر خیال روی تو در هر طریق همره ماست با معانی تمامی ابیات

غزل ها ۱۵ مهر ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماست
نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید
هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگو
فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است
همیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشای
که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست

پخش صوتی غزل

شرح و معنی غزل

در زیر شرح و معنی تمامی ابیات غزل شماره بیست و سوم دیوان حافظ – خیال روی تو در هر طریق همره ماست را توضیح می دهیم. پس با ما همراه شوید.

وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات

بحر غزل: مجتّث مخبون مقصور

بیت اول:

خیالِ روی: تصویر خیالی چهره.

طریق: راه و روش، راه.

پیوند جان: وابسته به جان.

جان آگه: جان آگاه، ضمیر باهوش، دلِ بیدار.

تصویر چهره تو، در هر حال پیش چشمان ما و در هر راه همراه ما و بوی خوش زلف تو به جان و دل بیدار ما وابسته است.

بیت دوم:

به رغم: برخلاف، به ناخواه.

مدّعی: صاحب ادّعا، ادّعا کننده به حق یا باطل.

جمال چهره: زیبایی صورت.

حجّت: دلیل.

حجّت موجّه: دلیل قابل قبول و مستند، دلیل محکمه پسند.

برخلاف ادّعای واهی آنهایی که ما را از عشق ورزی با تو باز می دارند، زیبایی چهره تو بهترین دلیل قابل قبول بر حقّانیّت ماست.

بیت سوم:

گوش فرادار! از سیب زنخدان تو آوایی می آید: (هزاران امثال یوسف سرنگون این چاه شده اند).

بیت چهارم:

گناه از بخت نامساعد و کوتاهی دست ماست که به زلف دراز تو نمی رسد.

بیت پنجم:

حاجب: دربان، مراقب.

فلان: کلمه یی که از آن اشاره به چیزی یا شخصی کنند، اشاره به حافظ.

به دربان و نگهبان حرمسرای خود بسپار که حافظ یکی از هواداران آستانه ماست …

بیت ششم:

صورت: چهره.

محجوب: پوشیده و پنهان.

خاطر مرفّه: خیال آسوده و راحت.

و هر چند روی از ما برگرفته و از پیش چشم ما دور است، امّا همیشه منظور نظر ماست.

بیت هفتم:

به سالی: سالی یک مرتبه.

و اگر پس از سالی به این درگاه روی آورد، در بر روی او بگشای که سالهاست که مشتاق زیارت ما می باشد.

توضیحات بیشتر در مورد غزل:

این غزل در زمان حکومت شاه شجاع و به هنگام درگیریهای او با برادرانش سروده شده و به هنگامی بوده است که امکان برگزاری مجالس عیش و عشرت و راحتی میسّر نبوده و یک چندی حافظ موفّق به ملاقات و مصاحبت با شاه شجاع نشده در نتیجه این غزل را که به منزله پیامی است سروده است.

در این غزل دو نکته به چشم می خورد:

یکی در بیت دوم آنجا که حافظ می فرماید:

به رغم مدعیانی که منع عشق کنند
جمال چهرۀ تو حجّت موجّه ماست

و از این بیت چنین بر می آید که در اثر درگیریهای حافظ با سرکردگان مذهب و صاحبان شریعت دسته یی از اطرافیان و آشنایان حافظ او را از مجالست و معاشرت و همدمی با شاه عیّاش و بی تقوا منع می کرده اند و او به اندرز آنها وقعی نمی نهاده است.

ایهام دیگری هم در بیت سوم وجود دارد که حافظ به شاه شجاع می گوید همانطور که یوسف توسط برادران در چاه افتاد آن برادر مدّعی سلطنتِ تو هم به دست تو گرفتار خواهد شد!

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

منابع: وبسایت دکتر عطاری کرمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *