شعر ساقیا برخیز و درده جام را با معانی تمامی ابیات

غزل ها ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

ساقیا برخیز و درده جام را

ساقیا برخیز و درده جام را

ساقیا برخیز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده درده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من
سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود
کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را

پخش صوتی غزل

شرح و معنی غزل

در زیر شرح و معنی تمامی ابیات غزل شماره هشتم دیوان حافظ – ساقیا برخیز و درده جام را توضیح می دهیم. پس با ما همراه شوید.

منابع: وبسایت دکتر عطاری کرمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *