شعر ساقی به نور باده برافروز جام ما با معانی تمامی ابیات

غزل ها ۰۴ مهر ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

ساقی به نور باده برافروز جام ما

ساقی به نور باده برافروز جام ما

ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده عالم دوام ما

چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان
کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما

ای باد اگر به گلشن احباب بگذری
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما

گو نام ما ز یاد به عمدا چه می‌بری
خود آید آن که یاد نیاری ز نام ما

مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما

حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما

دریای اخضر فلک و کشتی هلال
هستند غرق نعمت حاجی قوام ما

پخش صوتی غزل

شرح و معنی غزل

در زیر شرح و معنی تمامی ابیات غزل شماره یازدهم دیوان حافظ – ساقی به نور باده برافروز جام ما را توضیح می دهیم. پس با ما همراه شوید.

بیت اول:

نور باده: باده به نور تشبیه شده (اضافه تشبیهى).

برافروز: روشن و درخشان کن.

مطرب: سازنده و نوازنده و خواننده آواز.

اى ساقى با باده رخشان،پیاله ما را روشن و لبالب کن و اى مطرب برخوان و بگو کار جهان به کام ما شد.

بیت دوم:

مدام: شراب انگور، همیشه.

شرب مدام: شرب دائم، شرب همیشه، شرب شراب.

بگو که ما در پیاله عکس روى محبوب دیده‌ایم، اى بى خبر از لذّت شراب خوارى ما.

بیت سوم:

جریده: دفتر.

دوام: ثبات، جاودانگى.

کسى که دلش با نیروى عشق مى‌تپد و زنده است هرگز نمى‌میرد(بدین سبب)در دفتر روزگار نام ما جاویدان و با ثبات است.

بیت چهارم:

کرشمه: ناز و غمزه و اشارات دلبرانه با چشم و ابرو.

سهى: موزون، راست و مستقیم.

سهى قدان: موزون قامتان، بلند بالایان.

صنوبر: از خانواده کاج و صنوبر خرام به معناى جلوه و خرامیدن صنوبرى.

ناز و کرشمه دلبران بلند بالا تا زمانى خریدار دارد که محبوب سرو رفتار ماجلوه‌گرى نکرده است.

بیت پنجم:

گلشن احباب: (استعاره) مجلس دوستان.

زنهار: زینهار، امان، الأمان!، الحذر، خدا را، حتما و مؤکدا.

عرضه ده: عرض کن، برسان.

اى باد صبا اگر گذارت به مجلس دوستان افتاد از براى خدا این پیام ما را به‌گوش جانان برسان:

بیت ششم:

عمدا: از روى عمد، قصد.

بگو چرا عمدا وانمود مى‌کنى که نام ما را فراموش کرده‌اى؟دیرى نمى‌گذرد که‌ما در مى‌گذریم و نام ما را از یاد خواهى برد.

بیت هفتم:

شاهد دلبند: (استعاره) محبوب دوست داشتنى.

زمام: اختیار.

در چشم محبوب دلبند ما حالت مستى و بیخودى از شراب زیبنده است‌، بدین سبب زمام عقل ما را به دست مستى سپرده‌اند.

بیت هشتم:

صرفه: نفع، فایده، بهره.

آب حرام: (استعاره) شراب‌

از آن مى‌ترسم که به هنگام پرسش و پاسخ روز قیامت، نان حلالى را که شیخ‌ (از محلّ جیره موقوفات مدرسه سهمیه طلاّب) خورده است امتیاز و فضیلتى از شراب حرامى که ما خورده‌ایم کسب نکند.

بیت نهم:

مرغ وصل: (اضافه تشبیهى) وصل به مرغ تشبیه شده است.

حافظ دانه‌هاى گوهر اشکت را (به پاى محبوب) نثار کن. شاید مرغ وصال‌جانان به خاطر این دانه‌ها به دام افتد.

بیت دهم:

دریاى سبز سپهر گردون و کشتى هلال ماه آن،همگى در دریاى نعمت‌حاجى قوام غرقند.

میر کرمانى: اى روى دلفریب تو ماه تمام ماوى از نسیم زلف تو مشکین مشام ما*

١ - این غزل یکى از غزلهاى متعارف حافظ است که مى‌شود گفت بدون هیچ انگیزه سیاسى و یا شرح رویدادى سروده شده است و با توجّه به بیت مقطع آن به نظر مى رسد شاعر در زمانى جز از زمان سرودن غزل با اضافه کردن این بیت، غزل را به نام حاجى قوام الدّین حسن تمغاچى نموده و به او هدیه کرده است.

٢ - حاجى قوام الدّین حسن تمغاچى مأمور مالیات و امور مالى دربار شیخ ابو اسحاق و از دوستان خواجه حافظ بوده است.

او از اکابر فارس بود و در تاریخ ششم ربیع الاوّل سال  ٧۵۴  هجرى یعنى زمانى که شیراز در محاصره امیرمبارز الدّین بود، فوت کرد و مرگ او ضربه بزرگى به شیخ ابو اسحاق و دوست او حافظ وارد آورد.

حافظ در پنج مورد در سراسر دیوان فعلى خود از او یاد کرده است که یکى از آنها قطعه اى در رحلت اوست و به جاى خود به آنها اشاره خواهد شد.

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

منابع: وبسایت دکتر عطاری کرمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *