شعر می‌دمد صبح و کله بست سحاب با معانی تمامی ابیات

غزل ها ۰۸ مهر ۱۳۹۸ بدون دیدگاه

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

می‌دمد صبح و کله بست سحاب

می‌دمد صبح و کله بست سحاب
الصبوح الصبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخ لاله
المدام المدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیم بهشت
هان بنوشید دم به دم می ناب

تخت زمرد زده است گل به چمن
راح چون لعل آتشین دریاب

در میخانه بسته‌اند دگر
افتتح یا مفتح الابواب

لب و دندانت را حقوق نمک
هست بر جان و سینه‌های کباب

این چنین موسمی عجب باشد
که ببندند میکده به شتاب

بر رخ ساقی پری پیکر
همچو حافظ بنوش باده ناب

پخش صوتی غزل

شرح و معنی غزل

در زیر شرح و معنی تمامی ابیات غزل شماره سیزدهم دیوان حافظ – می‌دمد صبح و کله بست سحاب را توضیح می دهیم. پس با ما همراه شوید.

وزن غزل: فاعلاتن مفاعلن فعلان

بحر غزل: خفیف مسدّس مخبون مقصور

بیت اول:

می دمد: طلوع می کند.

کِلّه: پرده، سایبان، خیمه، چادر.

کِلّه بستن: سایبان بستن و خیمه زدن با پارچه های نازک بهاره.

الصّبوح: باده بامدادی، مخفّف اَتونی الصبّوح یعنی باده صبحگاهی را به من ده.

صبوحی: باده ای که صبحگاهان می نوشند.

اصحاب: جمع صاحب، دوستان، یاران.

سپیده بامدادی در حال دمیدن، و ابر خیمه و سایبان زده است ای یاران باده بیاورید! باده بیاورید!

بیت دوم:

ژاله: شبنم.

مدام: شراب.

احباب: جمع حبیب، دوستان، یاران.

شبنم بر چهره لاله می چکد. ای دوستان شراب! شراب بیاورید!

بیت سوم:

هان: کلمه تنبیه برای آگاهی دادن.

نسیم بهشتی از سوی چمن وزان است، دَم به دَم شراب ناب بنوشید.

بیت چهارم:

زُمرُد: مخفّف زمرّد از احجار کریمه سبز رنگ.

تخت زُمرُد: (استعاره) چمن سبز.

راح: شراب قرمز.

گل سرح در چمن بر تخت زمرّد نشسته است. شراب آتشین سرخ فام را دریاب.

بیت پنجم:

افتتح: بگشا، باز کن.

مفتّح الابواب: گشاینده درها.

در میخانه را دگر بار بسته اند. ای خداوندِ گشاینده درها آن را بگشای.

بیت ششم:

لب و دندان تو بر جانها و سینه های سوخته و کباب شده حقّ نمک دارند.

بیت هفتم:

موسم: فصل، هنگام، وقت.

در چنین موسم و فصلی شگفت آور است که اینطور با عجله و شتاب در میکده ها را به بندند!

بیت هشتم:

با نگریستن به روی ساقیِ زیبا و پری پیکر، مانند حافظ باده خالص و ناب بنوش.

توضیحاتی در مورد این غزل:

۱- خواجو کرمانی:

طَلَع الصُّبح مِن وَراءِ حِجاب
عَجِّلو بِالرحین یا اَصحاب

حافظ تحت تأثیر خواجو در اوّلین فصل بهاری که شاه شجاع به اقتضای سیاست عوام فریبانه، همانند پدرش در میخانه ها را بسته است این غزل را سروده است.

۲- در این غزل هشت بیتی، شاعر در پنج بیت مؤکداً و تکراراً دوستان را به باده نوشی فرا می خواند و این ناشی از روح مغرور و شجاعانه اوست که تسلیم ریاکاری و تظاهر نشده به شاه شجاع می فهماند که ما همانیم که هستیم و همان خواهد بود.

۳- شاعر در سه بیت دیگر نیز به موضوع بستن میخانه ها اشاره و اظهار شگفتی کرده و در بیتی به شاه شجاع می فهماند که تو حقّ نمک بر دل سوخته من داری و این کنایتی است که وگرنه شدیدتر از این سخن می گفتم.

۴- ردیف ابیات این غزل به نحوه غزل چاپ قزوینی غنی است و بطور وضوح مشهود است که جای ابیات ششم و هفتم باید با هم عوض شوند تا خللی در معنا به وجود نیاید و از اینگونه موارد کم نیست و چون سلیقه ها مختلف است، چاره کار در دست یک شورای عالی ادبی است که از طرف مقامات رسمی به این موضوع و حذف بعضی ابیات و در مواردی اضافه کردن ابیاتی از نسخ مهجور موجود اقدام و یک نسخه رسمی دیوان حافظ پیشنهاد نمایند تا بسیاری از مشکلات از میان برخیزد.

منابع: وبسایت دکتر عطاری کرمانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *