غزل شماره ۳۳۱ – به تیغم گر کشد دستش نگیرم

دیوان حافظ ۰۹ شهریور ۱۴۰۱ بدون دیدگاه

غزل شماره ۳۳۱ از دیوان حافظ – به تیغم گر کشد دستش نگیرم

به تیغم گر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر
که پیش دست و بازویت بمیرم

غم گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم

برآی ای آفتاب صبح امید
که در دست شب هجران اسیرم

به فریادم رس ای پیر خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم

به گیسوی تو خوردم دوش سوگند
که من از پای تو سر بر نگیرم

بسوز این خرقه تقوا تو حافظ
که گر آتش شوم در وی نگیرم

پخش صوتی غزل

تعبیر فال حافظ شما:

مدتهاست در غم و اندوه اسیری و خود را به دست تقدیر سپرده ای و اعتراضی نمی کنی. تنها دلخوشیت در زندگی کسی است که به او علاقمندی. انتظار یک تغییر مثبت را در زندگی داری. امید خود را از دست مده و به راهنمایی بزرگان توجه کن و از تجربه های آنها استفاده نما که آفتاب صبح پیروزی در حال طلوع است.

نتیجه تفال به دیوان حافظ:

۱- این نیت، افکار شما را سخت به خود مشغول کرده است بطوری که خواب و راحتی ندارید. حوصله شما به کوچکترین کاری سر می رود در حالی که باید بدانید جهان پر از مشکلات است و همه کارها هم نمی تواند بر وفق مراد شما باشد. بلکه باید با دوراندیشی و حوصله منتظر انجام آن باشید.
۲- دلی به دریا بزنید و با بهره گیری از شهامت و جسارت اقدام کنید. اگر تردید و وسواس نداشته باشید، حتماً موفق می شوید.
۳- مشکل شما زیاد حاد نمی باشد. چه افراد بسیاری هستند که گرفتاری های ویژه ای دارند. اگر آنها را ببینید، خدا را شکر می کنید که از نعمت خوبی برخوردارید. پس توکل بر خدا داشته باشید.
۴- یکی از نزدیکان سخت به شما نیازمند می باشد. هر چه سریعتر به کمک او بشتابید و دست او را بگیرید. از همسر و فرزندان مهربانی برخوردارید به شرط آنکه زندگی را سخت نگیرید و دنبال بهانه نباشید و نسبت به آنها بهانه جویی نکنید. زیرا آنها شما را دوست دارند و تمام فکر و اندیشه آنها بهبود زندگی است.
۵- در آینده ای نزدیک خوابی خواهید دید که با درختان گوناگون زندگی می کنید و از باد و نسیم آنها لذت می برید. تعبیرش آنکه صاحب قدرت، مردانگی، زیبایی و اراده می شوید و زندگی پر رونقی خواهید داشت.
۶- نذر خود را ادا کنید و به یکی از مشاهد متبرکه بروید. دعا کنید و صدقه بدهید که رفع بلاست. مسافر به زودی خبرهای خوشی خواهد داد.
۷- حضرت حافظ در بیت های اول و ششم می فرماید:
* چنانچه محبوب من را با شمشیر هم بکشد، دست او را نمی گیرم و مانع این کار نمی شوم و اگر با تیر هم بزند، این عمل وی را منت و سپاس او می دانم و به جان می خرم.
* دیشب به گیسوی تو قسم خوردم که سر را از پایت بر نگیرم و خوار و ذلیل تو باشم.

در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
برچسب ها
اشتراک
اطلاع از
0 دیدگاه
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها