غزل شماره ۴۰۰ – بالابلند عشوه گر نقش باز من

دیوان حافظ ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ بدون دیدگاه

غزل شماره ۴۰۰ از دیوان حافظ – بالابلند عشوه گر نقش باز من

بالابلند عشوه گر نقش باز من
کوتاه کرد قصه زهد دراز من

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم
با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد
محراب ابروی تو حضور نماز من

گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق
غماز بود اشک و عیان کرد راز من

مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند
ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من

یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن
گردد شمامه کرمش کارساز من

نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا
تا کی شود قرین حقیقت مجاز من

بر خود چو شمع خنده زنان گریه می‌کنم
تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من

زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من

حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا
با شاه دوست پرور دشمن گداز من

پخش صوتی غزل

تعبیر فال حافظ شما:

مدتها بود که دل خود را از هر دلبری دریغ می کردی، اما بالاخره کسی وارد زندگیت شد که بی آنکه خود بخواهی دل به او سپرده ای و اکنون از عاقبت کار خود بیمناکی و گاهی خود را سرزنش می کنی. بر خود مسلط باش و به خدا توکل کن تا کار تو فرجامی نیکو و عاقبتی دل نشین بیابد.

نتیجه تفال به دیوان حافظ:

۱- حضرت حافظ در بیت های هشتم تا دهم می فرماید:
* بر حال زار و نزار خود مانند شمع خنده ام می گیرد و اشکم روان می شود. نمی دانم که این سوز و ساز در دل سخت تو چه تاثیری خواهد کرد.
* ای زاهد از ذکر و نماز تو کاری بر نمی آید، پس مستی شبانه و ذکر عاشقانه من بر آن برتری دارد.
* حافظ از غصه سوخت. ای باد صبا وضع و حال حافظ را به شاهی که دوستان را در سایه حمایت خود دارد، برسان.
۲- دل در گرو کار یا کسی یا چیزی دارید که مناسب موقعیت خانوادگی شما نمی باشد. خود نیز واهمه دارید که با انجام آن دیگران ناراحت شوند، حال که این کار و حال برای شما کاملاً مهیا نیست، پس بهتر است صرف نظر کنید.
۳- موقعیت بهتری در انتظار شما می باشد، پس صلاح نمی باشد. دست به اقدامات نابخردانه و عجولانه نزنید، بلکه با درایت و دوراندیشی و مشورت با یکی از عزیزان اقدام کنید. بدانید که خداوند با شماست.
۴- قلبی مهربان و دلی پر امید دارید و طالب فرزندانی شایسته و همسری مهربان هستید اما گاهی تردید و وسواس شما را رنج می دهد. تردید را از دل بیرون کنید.
۵- دستی که سخاوت نمی داند، شاخه ای خشکیده است که به ناروا به تن هستی چسبیده است.
۶- مسافرت مهمی در پیش دارید. یکی از عزیزان بیمار است. به زودی شفا می یابد و یا او از چنگال ناراحتی، ستم و ظلم رهایی پیدا می کند. با شخص مهمی ملاقات خواهی کرد و پیشنهاد مهمی دریافت می کنید که بسیار مفید است.

در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
برچسب ها
اشتراک
اطلاع از
0 دیدگاه
بازخورد برخط
مشاهده تمامی دیدگاه ها