غزل شماره ۹۱ – ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

دیوان حافظ ۳ دیدگاه
  • غزل شماره ۹۱ از دیوان حافظ – ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

    ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
    جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

    تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
    باور مکن که دست ز دامن بدارمت

    محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
    دست دعا برآرم و در گردن آرمت

    گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
    صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

    خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب
    بیمار بازپرس که در انتظارمت

    صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار
    بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت

    خونم بریخت وز غم عشقم خلاص داد
    منت پذیر غمزه خنجر گذارمت

    می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار
    تخم محبت است که در دل بکارمت

    بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
    در پای دم به دم گهر از دیده بارمت

    حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
    فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

    پخش صوتی غزل

    تعبیر فال حافظ شما:

    برای بدست آوردن کسی که دوستش داری تلاش بسیار زیادی کرده ای. سعی کرده ای آنقدر به او محبت کنی تا رسم مهر و وفاداری را به او بیاموزی، اما باید بدانی که او انسانی است که قدر مهر و محبت را نمی داند پس بیهوده تلاش مکن و به دنبال کسی باش که قدر تو و محبتهایت را بداند. بیهوده عمر خود را مصروف او مکن.

    نتیجه تفال به دیوان حافظ:

    ۱- تصور او نسبت به شما اشتباه شده، پس بهتر است فعلاً با او حرف نزنی زیرا ممکن است تصور کند که منت او را می خواهی بکشی.
    ۲- حضرت حافظ در بیت اول و پنجم می فرماید:
    * ای یار نهفته از چشم تو را به امان خدا وا می گذارم. جان من در آتش هجران گداختی ولی من از دل و جان به تو مهر می ورزم.
    * ای طبیب دل و ای بی وفا، آرزومندم که پیش مرگ تو شوم. از این بیمار عشق، عیادت و تفقدی کن که چشم به راه توام تا آسان جان سپارم. یعنی جان سپردن من موقوف به عیادت توست.
    ۳- شما در آرزوی دیدار کسی هستید و اشتیاق به امری دارید. در هجران او واقعاً می سوزی. در حالیکه او نمیداند و اگر هم بداند، به شما توجهی ندارد و می خواهی با اصرار و پافشاری او را متقاعد سازی. در حالی که این کوشش بیهوده است.
    ۴- انجام این نیت به صلاح شما نمی باشد. بسیار بجاست که از آن صرف نظر کنید.
    ۵- چرا خود را گرفتار این افکار پریشان کرده اید. مگر نمی دانید که بازنده از اینکه خود و یا دیگران به نقایص وی آگاهی یابند، هراسان است اما برنده که نارسایی های او جزئی از شخصیت وجودی اوست. در حالیکه می کوشد تا آثار ناگوار این نقایص را برطرف کند. هرگز تاثیر آنهار ا انکار نمی کند.
    ۶- به یکی از مشاهد متبرکه برو و نذر کن. آنگاه سوره مبارکه یوسف از آیه ۷۰ تا ۱۰۵ را با معنی و حضور قلب بخوان.
    ۷- مسافرت را توصیه می کنم. خرید و فروش توصیه نمی شود. طلاق حتمی است ولی ازدواج عملی نمی گردد.
    ۸- شما انسان با اراده ای هستید و با زیبایی و ملاحتی که داری، دوستداران زیادی می توانی داشته باشی. پس از این فکر صرف نظر کن و خود را برای کار جدیدی آماده کن.
    ۹- از مهلکه ای نجات یافته اید که لازم بود به شکرانه آن، بخشش کنید. بنابراین نذر خود را ادا کنید.

    همچنین بخوانید:  غزل شماره ۳۸۳ - چندان که گفتم غم با طبیبان
    در صورت تمایل این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید:
    تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
    تلگرام واتس آپ فیس بوک پیامک
    برچسب ها
    اشتراک
    اطلاع از
    3 دیدگاه
    بازخورد برخط
    مشاهده تمامی دیدگاه ها
    عسل
    ۱ آذر ۱۴۰۱ ساعت: ۰۲:۴۸

    توروخدا برام دعا کنین یه خواستگار خوب برام پیدا بشه ازدواج کنم برم خستم از مامان بابام حتی با عطر زدن من مشکل دارن خیلی اذیتم میکنن دارم اشک میریزم تایپ میکنم و ترخدا برام دعا کنید مرسی

    فافا
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت: ۱۸:۰۵

    عالی بود عالی واقعا این همه به زندگی افکار من نزدیک تشکر کارتون درسته خدا قوت.

    روشن
    تاریک